هایپرتروفی سارکوپلاسمیک
فرض شده است اجرای تمرینات مقاومتی به افزایش عناصر غیر انقباضی ( مثل کلاژن ها و اندامک ها )، مایع شناور بین آنها و در نتیجه افزایش سایز عضله منجر می شود. این پدیده اغلب تحت عنوان هایپرتروفی سارکوپلاسمی شناخته می شود که بدون افزایش قدرت عضلانی، حجم عضله را افزایش می دهد. اجزاء سارکوپلاسمی عضله در شکل 1.8 نشان داده شده است. ادعا شده است در مقایسه با تمرینات مقاومتی سنگین و با تکرار کم، تمرینات مقامتی سبک و با تکرار زیاد، می توانند به هایپرتروفی سارکوپلاسمی منجر شوند. برای اثبات این قضیه، مطالعات زیادی انجام شده است که نتایج برخی از آنها نشان می دهد هایپرتروفی عضلانی بین بدنسازها ( پرورش اندام ) و وزنه برداران متفاوت است. به طور خاص در مقایسه با وزنه برداران، مقادیر بالاتری از بافت همبند اندومیوزیومی و هم چنین محتوای گلیکوژنی بیشتری در هایپرتروفی بدنسازها مشاهده می شود که احتمالا این تفاوت از روش های تمرینی متفاوت بین آنها نشات می گیرد.

به احتمال زیاد تغییرات طولانی مدت ( مزمن ) در مایع درون سلولی، علت این تفاوت می باشد. ثابت شده است که تمرینات ورزشی می توانند ذخایر گلیکوژنی را افزایش دهند. مک دوگال و همکارانش گزارش کرده اند بعد از 5 ماه تمرین مقاومتی، محتوای استراحتی گلیکوژن 66% افزایش پیدا کرده است. علاوه بر این، تحقیقات روی بدنسازها ( پرورش اندام )، افزایش دو برابری در محتوای گلیکوژن را در مقایسه با افراد تمرین نکرده نشان داده است. به نظر می رسد این گونه تغییرات توسط تغییرات آنزیمی و ظرفیت ذخیره سازی بیشتر در عضلات بزرگتر – هر دو – تنظیم می شود. به عنوان مثال یک تغییر سارکوپلاسمی آشکار این است که هر گرم گلیکوژن، سه گرم آب را جذب می کند.
بعد از 16 هفته تمرین مقاومتی منظم و مستمر، افزایش هیدراسیون درون سلولی مشاهده شده است. در مطالعه ای از آزمون شوندگان خواسته شد پروتکلی مبنی بر 3 ست 8 تا 12 تکراری و با استراحت 60 تا 90 ثانیه بین هر ست را انجام دهند. مجموعا در هر جلسه تمرینی، 11 نوع تمرین با استفاده از ترکیبی از دمبل، سیم کش و دستگاه انجام شده بود. با استفاده از طیف سنج امپدانس بیوالکتریکی، هم در میانه مطالعه و هم در انتهای آن – هر دو – افزایش قابل توجهی در محتوای آب درون سلولی مشاهده شد. نتایج این مطالعه افزایش متوسطی در سایز عضله را گزارش کردند. فرض شده است این تغییرات به واسطه افزایش در محتوای گلیکوژنی عضلات ایجاد شده است. به این دلیل که برای حفظ نسبت مایع به پروتئین ها و در نتیجه حفظ یکپارچگی سیگنال های سلولی، فشار اسموزی ضروری می باشد. اگرچه مطالعات شواهدی را نشان می دهند که در واقع اجرای تمرینات، هیدراسیون درون سلولی را افزایش می دهد و در نتیجه به احتمال زیاد، ذخایر گلیکوژن افزایش می یابد، اما این که آیا این افزایش در هیدراسیون درون سلولی تنها مختص تمرینات بدنسازهاست، هم چنان مبهم باقی مانده است. به عبارت دیگر سوال این است که آیا با اجرای هر نوع پروتکل تمرینی، هیدراسیون درون سلولی اتفاق خواهد افتاد؟ تمرینات تخصصی بدنسازها ( پرورش اندام ) در درجه اول به مسیرهای گلیکولیتیکی متکی هستند و کربوهیدرات ها به عنوان منبع اولیه تامین انرژی در نظر گرفته می شوند. به این ترتیب، بدن لزوما به وسیله افزایش ظرفیت ذخایر گلیکوژنی و تامین سوخت برتر ( کربوهیدارت ها ) برای پیشرفت در آینده، سازگار می شود. از سوی دیگر، تمرینات تخصصی وزنه بردارها که در مدت زمان نسبتا کمتری انجام می شود، به منابع فسفاژن و ATP در دسترس برای تامین انرژی نیاز دارند. بنابراین به این دلیل که آنها حین تمرینات، به منابع گلیکوژن برای تامین انرژی خیلی متکی نیستند، به افزایش ذخایر گلیکوژن در عضلات نیز نیازی نخواهند داشت.
اگرچه نتایج مطالعات بالا، اساس منطقی که تمرینات مقاومتی تغییری در حجم سارکوپلاسمی ایجاد می کنند را فراهم می کند اما شواهدی که به طور قطع و یقین این موضوع را ثابت کند، وجود ندارد. بارد و همکارانش مشاهده کردند در مقایسه با اجرای تمرین با 30% یک تکرار بیشینه، انجام تمرین با 90% یک تکرار بیشینه به افزایش پروتئین های سارکوپلاسمی تا 4 ساعت بعد از فعالیت ورزشی منجر می شود، در حالی که انجام تمرین با شدت کمتر و در تکرار بالاتر، به افزایش سنتز پروتئین های سارکوپلاسمی تا 24 ساعت بعد از فعالیت ورزشی منجر خواهد شد. این یافته ها، تجزیه پروتئین های سلول های عضلانی را نشان می دهد و تغییرات بلند مدت وضعیت هیدراسیون مرتبط با تمرینات مقاومتی را نشان نمی دهد. علاوه بر این، مشخص نیست که آیا این نتایج در بازه زمانی طولانی تر نیز رخ خواهد داد.
نکته مهم دیگر این است که هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد آیا هایپرتروفی سارکوپلاسمی در غیاب افزایش پیوسته پروتئین های عضلانی نیز اتفاق می افتد. تمرینات مقاومتی به افزایش هایپرتروفی تارهای عضلانی موازی با عناصر غیر انقباضی منجر می شوند. بنابراین، به طور کلی می توان نتیجه گرفت که تمرینات تخصصی بدنسازها، احتمال دارد به سازگاری های هایپرتروفی غیر عملکردی منجر خواهد شد.
منبع : دانش و توسعه هایپرتروفی عضله
نویسنده : دکتر برد شونفیلد
مترجمین: محمد علی پور، حمید مسجدی و همکاران